جشنواره صدا در غرفه ها

 

آماده نشدن بعضی غرفه ها با گذشت دو روز از آغاز نمایشگاه، انصراف برخی از سایتهای خبری به علت عدم اختصاص مکان مناسب، صدای بلند بلندگوهای نمایشگاه و غرفه ها، دیدار وزرای آموزش و پرورش و ارشاد و بازرگانی در غرفه ها و ... از حاشیه های روز دوم نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها بود.

 

دومین روز از هفدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی و خارجی با حاشیه هایی همراه بود که در ادامه می خوانید:

 

* در ساعات آغازین صبح سه شنبه، وزیر ارشاد اسلامی، وزیر بازرگانی و وزیر آموزش و پرورش به ترتیب در نمایشگاه حضور پیدا کرده و از غرفه های مختلف بازدید کردند. در این میان خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاریها که غرفه آنها در انتهای سالن قرار گرفته و فاصله زیادی تا درب ورودی دارند، مسافت زیادی را طی می کردند تا وزرا را به غرفه های خود دعوت کنند.

* با گذشت دو روز از برگزاری نمایشگاه، برخی از غرفه ها هنوز آماده نشده اند و مسئولان آن در حال نصب بنر، چیدن میز و صندلی و امکانات خود هستند.

* برخی از غرفه ها در پخش تیزرهای تبلیغاتی با یکدیگر رقابت دارند و حتی از باندهای بزرگ برای پخش صدا استفاده می کنند. صدای بلند گوی نمایشگاه نیز دائم آهنگها و موسیقی های هیجان انگیزی را در همه سالنها پخش می کند. محمد علی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد هنگامی که در جمع خبرنگاران حضور داشت در واکنش به این صداهای پرهیاهو به مسئولان دو غرفه تذکر جدی داد و از آنها خواست که باندهای خود را خاموش کنند.

*حضور دائم نیروهای بخش خدماتی و نظافت در سالن و ارائه مواد غذایی و آب نیز از نکاتی بود که در نمایشگاه امسال بسیار به چشم می آید.

*وزرای آموزش و پرورش و ارشاد و بازرگانی در چند غرفه با هم برخورد داشتند که با دست و روبوسی گرم از یکدیگر استقبال می کردند گویی که برای بار اول یکدیگر را می بینند.

* بیش از ۳۰ نفر از مدیران روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و سازمانهای مربوط به آن به صورت دسته جمعی با وزیر آموزش و پرورش به نمایشگاه آمده بودند و پا به پای او در غرفه ها حضور پیدا می کردند.

*برخی از سایتهای خبری و رسانه ها به علت عدم اختصاص جایگاه مناسب از شرکت در نمایشگاه انصراف دادند و این موضوع به عنوان یکی از بحثهای جذاب بین خبرنگاران در سالن نمایشگاه دهان به دهان می چرخد.

* رامین در پاسخ به سئوالات خبرنگاران ابتدا از او می پرسید که از کدام رسانه است؟ وی همچنین به خبرنگاری که درباره عدم حمایت از سایت های خبری از او پرسید، خواست که کارت خبرنگاری اش را نشان بدهد و بگوید که از کدام رسانه است؟... / خبرگزارى مهر



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

  اظهار ندامت مادر بی عاطفه در دادسرا

 

مردی كه در جریان رابطه پنهانی با زنی متاهل، فرزند ۵ / ۲ ساله او را به قتل رسانده بود، روز گذشته همراه مادر كودك در دادسرا به تشریح جزئیات این جنایت هولناك پرداختند.

 

مرگ این پسر كوچولو عصر روز ۱۶ مهرماه هنگامی فاش شد كه مادرش با حضور در پاسگاه رزكان شهریار ماجرا را خبر داد.

در پی این شكایت و تشكیل پرونده در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهریار، تحقیقات در این زمینه آغاز شد و عامل جنایت كه یك قاچاقچی سابقه دار به نام مجتبی بود، از سوی كارآگاهان جنایی آگاهی شهریار دستگیر شد.

عامل جنایت در بازجویی های پلیسی اعترف كرد كه در جریان ارتباط پنهانی با زنی، پسر ۵ / ۲ ساله او را كشته و پیكرش را در گورستان شهر دفن كرده است.

با ثبت اظهارات این مرد، مادر كودك نیز در تحقیقات، گفته های متهم به قتل را تایید كرد.

با مشخص شدن این موضوع، كارآگاهان جنایی همراه بازپرس برجسته به محل دفن جسد كودك اعزام و موفق به كشف جسد شدند.

در حالی كه جسد پسر كوچولو به پزشكی قانونی منتقل شده بود، بررسی های مقدماتی پرونده نشان می داد او مورد كودك آزاری قرار گرفته و احتمال زنده به گور شدن وی وجود دارد.

● قصاص پدر برای عاملان جنایت

روز گذشته متهمان در حالی برای ادامه تحقیقات به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهریار منتقل شدند كه پدر كودك با حضور در دادسرا از همسرش و عامل جنایت شكایت و برای هر دوی آنها تقاضای قصاص كرده بود.

 

● اعتراف تكان دهنده عامل جنایت

مجتبی ـ متهم ـ با اعتراف به قتل پسر ۵ / ۲ ساله شاكی به بازپرس برجسته گفت: توسط یكی از دوستانم با مادر كودك آشنا شدم و ارتباطمان شكل گرفت. او مدعی بود از شوهرش جدا شده و با فرزندش زندگی می كند. آن شب نیز خودش به دامداری ـ محل حادثه ـ آمد و مهمان من بود.

متهم یادآور شد: این زن ـ متهم ـ برایم موادمخدر (شیشه) آورده بود و هر دو از آن مصرف كردیم.شب حادثه، كودك گریه می كرد و مادرش نسبت به او بی تفاوت بود، همین موضوع باعث شد او را كتك بزنم و باعث مرگش شوم.

متهم افزود: زن جوان مقصر بود. او با حرف هایش فریبم داد. اگر او واقعیت زندگی اش را برایم تعریف می كرد، شاید پسر كوچولو اكنون زنده بود.

 

● اظهار ندامت مادر بی عاطفه

پس از ثبت اظهارات متهم به قتل، همدست وی ـ زن جوان ـ بازجویی شد و گفت: پسرم بی قراری می كرد و مرد متهم او را بشدت كتك می زد. هر بار خواستم مانعش شوم، مرا هم كتك می زد. آن شب عامل جنایت ـ مجتبی ـ پسرم را بشدت كتك زد و او را از دامداری محل حادثه خارج كرد.

زن متهم ادامه داد: آن شب، پسرم را بیرون از دامداری برد تا در حوضچه، صورت او را بشوید كه ناگهان صدای فریادها ی فرزندم را شنیدم.

هراسان از اتاق خارج شده و نزد آنها رفتم كه در همین موقع مرا به كناری پرت كرد.

در یك لحظه، كودكم از دستانش رها شد و به كناری افتاد و از ناحیه سر زخمی شد. از او می خواستم فرزندم را رها كند؛ اما توجهی نمی كرد. او باز هم كودكم را كتك زد و به اتاق دامداری بازگرداند.

 

● تهدید از سوی متهم به قتل

زن متهم یادآور شد: مجتبی ـ متهم به قتل ـ مرا كتك زد و گفت كه فرزندم را كشته است. او مرا تهدید كرد در صورتی كه ماجرا را برای خانواده ام بازگو كنم، جان مرا هم می گیرد.

وی افزود: دقایقی بعد یكی از دوستانش به دامداری آمد و نزد من ماند و مجتبی به بهانه انتقال پسرم به بیمارستان، او را از دامداری خارج كرد. نیمه های صبح وقتی بازگشت، گفت كه فرزندم مرده بود و او را دفن كرده است.

متهم ادامه داد: من فرزندم را خیلی دوست داشتم و در مرگش نقشی نداشتم. از عامل جنایت شكایت دارم. او باعث فروپاشی خانواده ام و مرگ فرزند دلبندم شد. از رفتار خود پشیمانم. علاقه مادری در وجود من نبود، اگر بود، فرزندم زنده می ماند.

بنابراین گزارش، ۲ متهم پرونده با تجدید قرار روانه بازداشتگاه پلیس شدند. تحقیقات از آنها ادامه دارد.

در جریان جلسه بازجویی از متهمان پرونده، خبرنگار ما فرصتی پیدا كرد تا با آنها گفت وگو كند كه می خوانید:

 

● گفتگوی «جام جم» با عامل جنایت

- چرا كودك ۵ / ۲ ساله را به قتل رساندی؟

او بشدت گریه می كرد و اعصابم را به هم ریخته بود. به خاطر مصرف مواد مخدر (شیشه) دچار توهم شده بودم و صدای گریه های كودك اذیتم می كرد.

- حادثه قتل چگونه اتفاق افتاد؟

شب حادثه، كودك را از دامداری خارج كردم و به سمت حوضچه ای بردم تا صورتش را بشویم كه ناگهان از دستانم رها شد و سرش به لبه حوضچه خورد و زخمی شد.

در همین موقع بی هوش شده بود كه مادر كودك با دیدن فرزندش گفت نفس نمی كشد و مرده است. خیلی ترسیده بودم. مادر كودك از من خواست جسد را در دامداری دفن كنم اما من جسد را لای پتویی پیچیده و شبانه به سمت گورستان بردم و دفن كردم.

- موقع دفن جسد پسر كوچولو، چه احساسی داشتی؟

خیلی ترسیده بودم. وحشت سراپای وجودم را گرفته بود. مدام صدای گریه های كودك در گوشم بود. می ترسیدم زن جوان مرا لو دهد و دستگیر شوم. بسرعت گودالی حفر و كودك را دفن كردم.

- بعد از حادثه دچار عذاب وجدان شده ای؟

بله، از همان لحظه دفن كودك در گورستان دچار عذاب وجدان شدم و این عذاب یك لحظه رهایم نمی كند و هر شب كابوس می بینم و چهره كودك بی گناه یك لحظه از مقابل چشمانم دور نمی شود و می دانم مجازاتم مرگ است.

- تاكنون چند بار روانه زندان شده ای؟

۷ بار به اتهام خرید و فروش مواد مخدر، سرقت و كیف قاپی.

 

● گفت وگو با مادر كودك

- شب حادثه چرا مانع مرگ كودك خود نشدی؟

خیلی سعی كردم ولی فایده ای نداشت.

- بعد از مرگ پسر كوچولویت چه احساسی داشتی؟

بشدت شوكه شده بودم و گریه كنان نام او را صدا می زدم.

- اكنون چه احساسی داری؟

دچار عذاب وجدان شده ام و خودم را در مرگ او مقصر می دانم. باید به اختلاف زندگی مان پایان می دادم ولی لجبازی با شوهرم و ترك خانه باعث شد در منجلابی گرفتار شوم كه خارج شدن از آن ناممكن است.

- چه حكمی در انتظار توست؟

نمی دانم. من مستحق بدترین مجازاتم. عاطفه مادر بودن را از یاد برده بودم و فقط لذت های نفسانی برایم مهم بود. كودكم قربانی امیال پلید من شد.... / مصاحبه : جام جم آنلاین



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

در هیچ كجا، تمام مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در یكجا متمركز نمی‌كنند. در فتنه‌ اخیر نیز در استان‌ها خبری نبود. نهایت اینكه در تهران دو میلیون نفر به فرد ديگري رای داده بودند كه در مقابل ۴۰ میلیون هیچ است، اما هشت ماه كشور گرفتار بود.

روزنامه تهران امروز نوشت:

معاون توسعه و منابع انسانی رئيس‌جمهور گفت: بحث انتقال از تهران بحث جدی است و رئیس‌جمهور یك‌شنبه‌ها این موضوع را دنبال می‌كند

. در هیچ كجا، تمام مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در یكجا متمركز نمی‌كنند. در فتنه‌ اخیر نیز در استان‌ها خبری نبود. نهایت اینكه در تهران دو میلیون نفر به فرد ديگري رای داده بودند كه در مقابل ۴۰ میلیون هیچ است، اما هشت ماه كشور گرفتار بود.

به گزارش ایسنا، لطف‌الله فروزنده در نشست سیاسی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی افزود: جریان فتنه قصد به زمین زدن قانون هدفمند كردن یارانه‌ها را دارد و گفت: ۲۳۰ سایت داخلی و خارجی علیه هدفمند كردن یارانه‌ها در حال فعالیت هستند. وي گفت: هدفمند كردن یارانه‌ها تكالیف دولت‌های آقایان هاشمی و خاتمی نیز بوده، ولی اجرا نكرده‌اند.

بحث كارت هوشمند بنزین تكلیف دولت آقای خاتمی بود. تقریبا یكسال، مجلس هفتم هر چه مجلس فشار آورد، زیر بار نرفتند، ولی این دولت این مسئله را اجرا كرد و امروز اگر بحث كارت هوشمند بنزین را اجرا نكرده بودیم، گرفتاری شدید داشتیم. فروزنده در پاسخ به این سوال كه آیا پس از واریز پول‌ها به حساب قیمت‌ها بلافاصله افزایش می‌یابد، گفت: خیر. قرار بر این است كه حداقل دو ماه پول‌ها در حساب بماند و حامل‌های انرژی نیز با گزینه‌های مختلف افزایش قیمت یابد.

این‌كه قیمت‌ها به چه میزان افزایش می‌یابد، هیچكس نمی‌داند. وی تاكید كرد: باید مواظب بود اكنون بعضی‌ها در كمین نشسته‌اند، نقدینگی هم جمع كرده‌اند و منتظر هستند كه این طرح را به زمین بزنند كه در اینجا باید از اصل غافلگیری استفاده كرد، ولی مطمئنا نظر دولت بر این است كه به مردم فشار نیاید و حتما هم باید سیاست تدبیر و تدریج را به كار برد.

نهایت این است كه اگر افزایشی هم وجود داشته باشد، ناشی از تورم واقعی است كه این تورم واقعی با پولی كه به مردم داده می‌شود، جبران می‌شود. فروزنده همچنین در پاسخ به این سوال كه چه كسانی حامی ستاد تخریب هدفمند كردن یارانه‌ها هستند، گفت: در جریان توطئه چند لایه داشتیم. نخست استكبار جهانی، دیگری جریان سبز، همچنین عوامل ضدانقلاب و گروه دیگر نیز گروه رانت‌خوار و فاسد هستند كه با اجرای هدفمند كردن یارانه‌ها برایشان مشكل ایجاد می‌شود.../تحلیل:تابناک



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

 

شاملو

 

 

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.

 

 

تولد و سال‌های پیش از جوانی


احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعه‌ی مدایح بی‌صله، به اهل کابل برمی‌گشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه رشت نوشته شده‌است.)

 

دوران دبستان را در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند و مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد. در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه(ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر می‌شود و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار می‌گیرد تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد می‌شود و به تهران باز می‌گردد و برای همیشه ترک تحصیل می‌کند.

 

 

 

شاملو

 

 

ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر


در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار کودک او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام «آهنگ‌های فراموش شده» به چاپ می‌رسد و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل «هفته نو» را آغاز می‌کند.


در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار «قطع نامه» را به چاپ می‌رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده دارد.

 

 

دستگیری و زندان


در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.

 


ازدواج دوم و انتشار هوای تازه


در ۱۳۳۶ با طوبی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است و بعضی از معروف‌ترین اشعار شاملو همچون پریا و دخترای ننه دریا در این مجموعه منتشر شده‌است. در همین سال به کار روی اشعار حافظ، خیام و بابا طاهر نیز روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جمله برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

 

 

فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی


در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفا برای امرار معاش بوده‌است. شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»


در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

 

 

 

آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان


شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تاثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود. آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.

در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.


در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

 

شاملو

 

 

سفرهای خارجی


شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.


در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.


هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به امریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به انگلستان می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.

 

 

انقلاب و بازگشت به ایران


با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.


شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز کمونیست ایرانی، بوده‌است.


از ۱۳۶۲ با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با هم‌کاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.


۱۳۶۷ به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.


۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنران شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.
سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت و تا آخر عمر دیگر از کشور خارج نشد.

 

 

سرانجام


سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.» از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.


سرانجام در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ (چند ساعت بعد از آن که دکتر معالجش او و آیدا را در خانهٔ‌شان در شهرک دهکدهٔ فردیس کرج تنها گذاشت، درگذشت.

منبع:asheghoone.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

 

فعالیت بدنی

 

 

انرژی بیشتر , تناسب اندام , شادابی بیشتر و محافظت در مقابل بیماری ها است

حتی تناسب اندام نیز حداقل باعث کاهش ابتلا به ناخوشی و مرگ می شود .

 

قبل از شروع :

اگر سن شما 35 سال یا بیشتر است , بیماری قلبی و یا بیماری دیگری دارید باید قبل از شروع تمرینات توسط پزشک معاینه شوید یا برنامه تمرین خود را اصلاح کنید . قبل از هر کاری بدن خود را گرم کنید . برای مثال : چند دقیقه در جایی قدم بزنید . چند دقیقه استراحت کنید وبعد دوباره حرکت را اغاز کنید این کار به ماهیچه های شما کمک می کند که حالت اولیه خود را باز یابند .

 

مرحله اول :

کار خود را با راه رفتن , شنا کردن , دوچرخه سواری یا انجام بعضی دیگر از فعالیت ها در هوای ازاد حداقل یه مدت 20 تا 30 دقیقه و 3بار در هفته شروع کنید . ضربان قلب شما حد اقل باید 60% ماکزیمم خود باشد ( برای بدست اوردن تعداد ضربان قلب سن خود را از 220 کم کنید و حاصل را در 6/0 ضرب کنید ) اگر این کار برای شما مشکل است , تمرین خود را به ارامی به مدت 15 دقیقه شروع کنید تا ضربان قلب به 50% ماکزیمم خود برسد سپس هر هفته چند دقیقه به زمان قبلی اضافه کنید .

 

نتایج :

انعطاف و نرمی بدن بیشتر می شود انرژی شما چند برابر شده و بدنتان شکل بهتری می گیرد , احتمال ظهور سرطان ها , امراض قلبی , وبیماری های دیگر کاهش می یابد .

 

مرحله دوم :

3 تا 5 بار در هفته به مدت 30 دقیقه به انجام فعالیت های خود در هوای آزاد بیافزایید تا ضربان قلب شما در طی مدت طولانی به 75% ماکزیمم خود برسد .

 

نتایج :

بنیه شما قوی می شود . احتمال سرما خوردگی و ابتلا به آنفولانزا کاهش می یابد . فشار خون , کلستوول , اضطراب و افسردگی کاهش می یابد . احتمال ابتلا به بیماری های دیگر نیز کاهش می یابد .

 

مرحله اخر :

هر هفته این 5 عمل را حداقل به مدت 45 دقیقه انجام دهید : دویدن , شنا کردن , دوچرخه سواری , تند راه رفتن و اسکیت سواری تا ضربان قلب شما به حداقل 75% ماکزیمم برسد .

 

نتایج :

سطح انرژی شما به حد اکثر می رسد چربی بدنتان کاهش یافته و غضله های شما اضافه می شود .

 

بهترین نوع فعالیت بدنی چیست ؟

شما مجبور به انجام ورزشهای سنگین , برای رسیدن به مزایای سلامتی واقعی ناشی از فعالیت بدنی نیستید , "توصیه می شود برای این که از سلامتی بهره مند شوید. کارهای متناسبی مانند , باغبانی , راه رفتن و هل دادن کالسکه بچه را حداقل به مدت 30 دقیقه به کارهای روزانه خود اضافه کنید "

 

چه نکاتی در فعالیت بدنی حائز اهمیت است ؟

فعالیت بدنی در طول دوره بلوغ کاهش می یابد و کم خوردن وبه اندازه خوردن نیمی از رسیدن به سطح تناسب است , فعالیت بدنی نیز نیمی دیگر از موارد مهم در این راه است در زیر به نتایج زیادی که از تمرینات ناشی می شود اشاره شده است : افزایش قوه تشخیص , بهبودی حالت های ناخوشایند ( افسردگی , عصبانیت و... ) افزایش انرژی , توانمندی قلب , نیرو مندی ماهیچه ها , سوزاندن کالری , کاهش استرس , کاهش احتمال بیماری های قلبی , فشار خون و دیابت , کاهش احتمال بسیاری از سرطانها .

 

چگونه تمرین را اغاز کنیم :

دلیل قابل قبولی برای تمرین نکردن وجود ندارد . فقط به یاد داشته باشید اهسته و همین طور با رژیم غذایی شروع کنید و هدف معقولی برای خود تعیین کنید . در قدم اول با فکر کردن شروع کنید طوری که در حال فکر کردن حرکت کنید حتی الامکان از پلکان بالا بروید چند دقیقه زودتر راه بیفتید و سوار اتوبوس یا تاکسی نشوید . برای عوض کردن کانال تلویزیون بلند شوید و با دست خود کانال را عوض کنید فقط بدنتان را حرکت دهید اگر در آغاز تمرین هستید به یاد داشته باشید راه رفتن موجب سلامتی است .

با 5 دقیقه در روز شروع کرده و بعد از 1تا 2 هفته این را به 15 دقیقه برسانید و بعد هر دو هفته یک بار 5 دقیقه به مدت قبلی اضافه کنید .

 

چه مدت طول می کشد تا متناسب شوید ؟

بستگی به تمرین شما دارد .اگر شما سعی دارید وزن بدن خود را پایین بیا ورید کار شناسان توصیه می کنند که حداقل 45-35 دقیقه و 5 بار در هفته تمرین کنید .اگر شما می خواهید وزن خود را ثابت نگه دارید توصیه می شود ترجیحا هر روز حداقل 30 دقیقه تمرین کنید اگر 30 دقیقه یا 1 ساعت کامل وقت ندارید , در مدت کمتری تمرین کنید . حتی انجام اندکی فعالیت بدنی بهتر از انجام ندادن آن است .



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

 

شنل قرمزی

 

 

روزي روزگار ، دختر كوچكي در دهكده اي نزديك جنگل زندگي مي كرد . دخترك هرگاه بيرون مي رفت يك شنل با كلاه قرمز به تن مي كرد ، براي همين مردم دهكده او را شنل قرمزي صدا مي كردند .


يك روز صبح شنل قرمزي از مادرش خواست كه اگر ممكن است به او اجازه دهد تا به ديدن مادر بزرگش برود چون خيلي وقت بود كه آنها همديگر را نديده بودند . مادرش گفت : فكر خوبي است . سپس آنها يك سبد زيبا از خوراكي درست كردند تا شنل قرمزي آنرا براي مادر بزرگش ببرد


وقتي سبد آماده شد ، دخترك شنل قرمزش را پوشيد و مادرش را بوسيد و از او خداحافظي كرد .


مادرش گفت : عزيزم يكراست خانه مادربرگ برو و وقتت را تلف نكن در ضمن با غريبه ها حرف نزن . در جنگل خطرهاي فراواني وجود دارد


شنل قرمزي گفت : مادرجون ، نگران نباش . من دقت مي كنم


اما وقتي در جنگل ، چشم او به گلهاي زيبا و دوست داشتني افتاد ، نصيحتهاي مادرش را فراموش كرد .


او تعدادي گل چيد و به پرواز پروانه ها نگاه كرد و به صداي قورباغه ها گوش داد .


شنل قرمزي از اين روز گرم تابستاني خيلي لذت مي برد و متوجه نزديك شدن سايه سياهي كه پشت سرش بود ، نشد .



ناگهان يك گرگ جلوي او ظاهر شد


گرگ با لحن مهرباني گفت : دختر كوچولو ، چيكار مي كني ؟


شنل قرمزي گفت : مي خواهم به ديدن مادر بزرگم بروم . او در ميان جنگل ، نزديك نهر زندگي مي كند


شنل قرمزي متوجه شد كه خيلي دير كرده است و از گشتن صرف نظر كرد و با عجله بطرف خانه مادربزرگ براه افتاد .

در همان وقت ، گرگ از راه ميان بر ...


گرگ دويد و به منزل مادر بزرگ رسيد و آهسته در زد


مادربزرگ تصور كرد ، كسي كه در مي زند ، نوه اش است . گفت : اوه عزيزم ! بيا تو . بيا تو . من نگران بودم كه اتفاقي در جنگل برايت رخ داده باشد


گرگ داخل شدو بطرف مادر بزرگ دويد .


مادربزرگ بيچاره دويد و داخل يك كمد شد و درش را بست . گرگ هركار كرد نتواست در كمد را باز كند .

 

ادامه دارد:

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه نيايش بيست و دوم
در اين دعا امام عليه السلام هنگامى كه‌  شدت  ‌و‌  سختى  ‌و‌  امور مشكل بر‌  ‌آن بزرگوار رو‌  مى آورد به‌  اين دعا به‌  درگاه خداى متعال راز  ‌و‌  نياز مى كرد
̶    اى خداى من‌  تو‌  همانا مرا به‌  كارى مكلف نمودى (و بار تكليفى بر‌ دوش من‌  نهادى) كه‌  تو‌  خود بر‌  ‌آن كار مالك ترى از‌  نفس من‌   ‌و‌  قدرتت بر‌ خود من‌   ‌و‌  توانائى من‌  بر‌ انجام تكليفم غالب  ‌و‌  حاكم است (قدرت من‌  مغلوب  ‌و‌  مقهور قدرت ازلى تست  ‌و‌  اگر تو‌  توفيق دهى  ‌و‌  حول  ‌و‌  قوه عطا كنى تكليفم را‌  انجام توانم داد  ‌و‌  بدون عنايت  ‌و‌  لطف  ‌و‌  كرمت كارى نتوانم كرد) پس‌  تو‌  (اى خداى غالب  ‌و‌  قاهر بر‌ همه عالم وجود) (به قدرت كامل ازلى خود) از‌  افعال نفس من‌   ‌آن عمل خيرى را‌  به‌  من‌  اعطا كن كه‌  به‌   ‌آن عمل از‌  من‌  راضى  ‌و‌  خشنود باشى (يعنى مرا به‌   ‌آن عمل موفق دار كه‌  رضاى تو‌  در‌  اوست)  ‌و‌  بر‌ خويش  ‌آن را‌  از‌  من‌  دريافت دار كه‌  موجب خشنودى تو‌   ‌و‌  رستگارى من‌  شود.(الهى چنان كن سرانجام كارتو خشنود باشى  ‌و‌  من‌  رستگار)
̶    اى خدا مرا طاقت سختى  ‌و‌  مشقت  ‌و‌  رنج نيست  ‌و‌  صبر  ‌و‌  شكيبائى بر‌ بلا  ‌و‌  مصائب ندارم  ‌و‌  قوه  ‌ى‌  تحمل بر‌ فقر  ‌و‌  بينوائى نخواهم داشت پس‌  مرا محروم از‌  رزقم (از لطف  ‌و‌  كرم خود) مگردان  ‌و‌  كارم را‌  به‌  خلق وامگذار (و حواله به‌  درگاه مخلوق مكن) بلكه حضرتت تنها  ‌و‌  متفرد حاجاتم برآور (و نيازمندم به‌  غير خود مساز)  ‌و‌  امورم به‌  عنايت خود كفايت فرم
̶    و به‌  سويم به‌  چشم مرحمت نظر فرما  ‌و‌  در‌  جميع امور ناظر احوالم باش زيرا اگر كارم را‌  به‌  خودم هم واگذارى محققا عاجز  ‌و‌  درمانده شوم  ‌و‌  ابدا قيام به‌  مصالح خود نتوانم كرد  ‌و‌  اگر كارم را‌  به‌  خلق خود واگذارى از‌  كراهت ترش روئى مرا بى قدر  ‌و‌  خار كنند  ‌و‌  اگر كارم را‌  به‌  خويشان  ‌و‌  قبيله ام واگذارى مرا محروم سازند  ‌و‌  اگر عطائى دهند عطائى اندك  ‌و‌  ناچيز بخشند با‌  منتى طولانى  ‌و‌  مذمت  ‌و‌  سرزنش بسيار
̶    پس تو‌  اى خداى من‌  به‌  فضل  ‌و‌  كرم (نامنتهايت) مرا (از غير خويش) بى نياز گردان  ‌و‌  به‌  عظمت  ‌و‌  جلال خود مقام رفيعم بخش  ‌و‌  به‌  رحمت واسع خود استغنا  ‌و‌  بسط يد (و دولت  ‌و‌  ثروت ملك  ‌و‌  مال  ‌و‌  جاهم) ببخش  ‌و‌  هم آنچه از‌  نعم نامتناهى نزد تست مرا به‌  حد كافى عنايت فرما.
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  دلم را‌  از‌  حسد پاك  ‌و‌  منزه گردان  ‌و‌  از‌  گناهان  ‌و‌  اعمال زشت محفوظ دار  ‌و‌  از‌  كار حرام ناشايسته ورع  ‌و‌  دورى عطا كن  ‌و‌  مرا بر‌ معاصى  ‌و‌  بدكارى بى باك مگردان  ‌و‌  ميل خاطرم را‌  نزد خود (و به‌  شهود  ‌و‌  حضور حضرتت) نگاه دار  ‌و‌  رضا  ‌و‌  ميل دلم را‌  در‌  آنچه از‌  جانب تو‌  بر‌ من‌  مى رسد قرار ده‌  (كه بهر چه تو‌  بر‌ من‌  مقدر كنى راضى  ‌و‌  خشنود  ‌و‌  شاد خاطر باشم  ‌و‌  به‌  تقدير  ‌و‌  رضاى تو‌  خورسند بوده  ‌و‌  پسندم آنچه را‌  جانان پسندد)  ‌و‌  در‌  آنچه مرا روزى كردى (و رزق تن  ‌و‌  جانم قرار دادى)  ‌و‌  در‌  هر‌  چه مرا مالك  ‌آن گردانيدى  ‌و‌  آنچه به‌  من‌  انعام فرمودى در‌  همه خير  ‌و‌  بركت قرار ده‌   ‌و‌  مرا (به لطف  ‌و‌  كرمت از‌  هر‌  چه ناشايسته  ‌و‌  ناروا است) در‌  همه حالات محفوظ دار  ‌و‌  عيب  ‌و‌  زشتيهايم پنهان ساز  ‌و‌  هم (از جميع خطرات  ‌و‌  رنج  ‌و‌  بلا  ‌و‌  ناگواريهاى عالم) نگهدارى كن  ‌و‌  در‌  جوار رحمتت پناه ده.
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  آنچه از‌  تكاليف كه‌  بر‌ من‌  الزام كردى  ‌و‌  هر‌  چه از‌  انواع طاعات بر‌ من‌  فرض  ‌و‌  واجب قرار دادى مرا بر‌ اداى همه موفق گردان (و به‌  عنايت خود از‌  من‌  قبول فرما) يا‌  اگر كسى از‌  مخلوقاتت را‌  بر‌ ذمه  ‌ى‌  من‌  حقى است  ‌و‌  من‌  ضعيف  ‌و‌  ناتوان از‌  اداء  ‌آن باشم هم از‌  جهت قواى بدنى  ‌و‌  ضعف  ‌و‌  سستى قدرت بر‌ اداى  ‌آن نداشته  ‌و‌  هم از‌  توسعه مالى  ‌و‌  ثروت قادر نباشم چه دين در‌  خاطرم باشد  ‌و‌  يا‌   ‌آن را‌  فراموش كرده باشم
̶    كه همه  ‌آن ديون را‌  تو‌  اى خدا بر‌ من‌  به‌  شماره حساب آورده اى  ‌و‌  خود من‌  فراموش كرده ام پروردگارا تو‌  از‌  عطاى بزرگ خويش (و خزينه هاى) بسيار كه‌  نزد تو‌  است كرم كن  ‌و‌  همه  ‌آن دين هايم را‌  ادا فرما كه‌  البته تو‌   ‌آن كريمى كه‌  رحمتت واسع (و بى نهايت) است ديونم را‌  همه را‌  ادا فرما تا‌  ديگر اى خدا روز قيامت هنگام ملاقات با‌  تو‌  بر‌ ذمه  ‌ى‌  من‌  هيچ از‌   ‌آن دين باقى نماند كه‌  بخواهى يا‌  به‌  حسناتم تقاص از‌  من‌  كنى (و حسناتم را‌  به‌   ‌آن ذيحق دهى) يا‌  آنكه سيئاتش را‌  بر‌ سيئاتم مضاعف گردانى (يعنى از‌  گناهان او‌  بكاهى  ‌و‌  به‌  گناهان من‌  بيفزائى كه‌  تقاص حق او‌  شود)
̶    خدايا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  شوق  ‌و‌  رغبت در‌  عمل خالص براى تو‌  كه‌  ذخيره  ‌ى‌  آخرتم شود نصيبم گردان تا‌  من‌  نور صدق  ‌و‌  صفاى  ‌آن عمل خالص را‌  در‌  قلب خود مشاهده كنم  ‌و‌  تا‌  آنكه زهد در‌  دنيا (و لذات عاجل فانى آن) در‌  روحم غلبه كند  ‌و‌  تا‌  آنكه اعمال حسنه (و هر‌  كار نيكو) را‌  با‌  عشق  ‌و‌  شوق به‌  جاى آرم  ‌و‌  از‌  كردار زشت (و اعمال قبيح) از‌  خوف قهر تو‌  ايمنى يابم  ‌و‌  نورى در‌  باطنم عطا فرما (كه  ‌آن نور عقل  ‌و‌  علم  ‌و‌  معرفت  ‌و‌  ايمانست) تا‌  بدان نور عقلى الهى (كه بصيرت باطن  ‌و‌  روشنى شمع محفل دل است) ميان مردم (با علم  ‌و‌  حكمت) رفتار  ‌و‌  سلوك كنم  ‌و‌  به‌   ‌آن نور در‌  ظلمات (عالم طبيعت) (به راه سعادت) هدايت يابم  ‌و‌  در‌  شك  ‌و‌  شبهات (شياطين انسى  ‌و‌  جنى) به‌   ‌آن نور الهى روشنى طلبم (و حق را‌  از‌  شك  ‌و‌  شبهات باطل تميز دهم)
̶    خدايا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش خوف  ‌و‌  اندوه  ‌و‌  غم روز وعده عقاب را‌  نصيب  ‌و‌  روزيم گردان  ‌و‌  شوق  ‌و‌  نشاط روز وعده ثواب را‌  به‌  قلبم عطا فرما تا‌  حدى كه‌  لذت  ‌و‌  اجر  ‌و‌  ثوابى كه‌  از‌  تو‌  به‌  دعا مى طلبم در‌  نفس خود بيابم  ‌و‌  حزن  ‌و‌  اندوه عقابى كه‌  از‌   ‌آن به‌  حضرتت پناه مى برم در‌  خود احساس كنم (تا آنكه لذت  ‌و‌  توجه به‌  ثواب آخرت كه‌  بهشت ابد  ‌و‌  شهود جمال سرمد است مرا به‌  طاعت مشتاق سازد  ‌و‌  حس غم  ‌و‌  اندوه عقاب  ‌و‌  قهر  ‌و‌  عذاب الهى كه‌  آتش دوزخ  ‌و‌  الم فراق است مرا از‌  عصيان دور گرداند)
̶    اى خدا تو‌  آنچه را‌  كه‌  امر دنيا  ‌و‌  آخرت مرا اصلاح مى كند كاملا مى دانى (و من‌  خود ابدا نمى دانم زيرا علم تو‌  به‌  مصالح امور خلق محيط است نه غير تو) پس‌  بار الها در‌  انجام حوائجم لطف  ‌و‌  مهربانى كن.
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  تو‌  (از لطف  ‌و‌  كرمت) هنگامى كه‌  من‌  در‌  مقام شكر گزارى از‌  نعمتهايت كه‌  به‌  من‌  عطا كرده اى در‌  حال آسايش  ‌و‌  سختى  ‌و‌  صحت  ‌و‌  بيمارى تقصير كردم (و اداء شكر  ‌و‌  سپاست ننمودم) در‌   ‌آن هنگام معرفت حق  ‌و‌  فهم حقيقت را‌  نصيب  ‌و‌  روزيم گردان تا‌  بدان فهم  ‌و‌  معرفت در‌  نفس خود روح مقام رضا  ‌و‌  تسليم  ‌و‌  دل آرامى  ‌و‌  نفس مطمئنه از‌  خود مشاهده كنم (يعنى صاحب نفس مطمئنه  ‌و‌  نفس راضيه  ‌و‌  مرضيه شوم و) به‌  آنچه از‌  شكرگزارى  ‌و‌  طاعت براى تو‌  واجب  ‌و‌  لازم است در‌  همه  ‌ى‌  احوال كه‌  حادث شود از‌  حالات خوف  ‌و‌  ايمنى  ‌و‌  رضا  ‌و‌  خشم  ‌و‌  ضرر  ‌و‌  نفع به‌   ‌آن واجب قيام كنم (يعنى در‌  تمام حالات وارده بر‌ من‌  با‌  رضا  ‌و‌  خشنودى از‌  تو‌  به‌  شكر نعمت  ‌و‌  اداء طاعتت بپردازم).
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  سينه ام را‌  چنان از‌  حسد پاك  ‌و‌  منزه ساز (و از‌  مرض رشك  ‌و‌  حسد سلامتم دار) كه‌  بر‌ هيچيك از‌  خلق تو‌  بر‌ هر‌  نعمتى كه‌  به‌  فضل  ‌و‌  كرم به‌  آنها عطا كرده اى حسد نورزم تا‌  آنكه (به جاى حسد غبطه  ‌و‌  اميد به‌  كرمت داشته باشم و) هيچ نبينم نعمتى از‌  نعمتهائى كه‌  به‌  خلق خود عطا كردى از‌  نعم دينى  ‌و‌  دنيوى  ‌و‌  حسن عاقبت  ‌و‌  يا‌  تقوى (كه بهترين نعم الهى است) يا‌  وسعت  ‌و‌  دارائى يا‌  نعمت  ‌و‌  آسايش هيچ نبينم جز آنكه بهتر از‌   ‌آن نعمت را‌  به‌  لطف  ‌و‌  عنايت حضرتت اميدوار باشم  ‌و‌  تنها از‌  تو‌  يگانه خداى بى شبه  ‌و‌  شريك (و بى مثل  ‌و‌  مانند فوق  ‌آن نعمت را‌  طلب كنم).
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  محافظت از‌  خطا  ‌و‌  گناه نصيب من‌  فرما  ‌و‌  از‌  لغزش در‌  كار دنيا  ‌و‌  آخرتم محفوظ دار چه در‌  حال شوق  ‌و‌  رضا  ‌و‌  چه در‌  حال خشم  ‌و‌  غضب تا‌  نشاط  ‌و‌  تالم هر‌  دو‌  نزدم يكسان باشد (يعنى در‌  هر‌  حال در‌  مقام تسليم باشم  ‌و‌  طاعت  ‌و‌  رضاى تو‌  را‌  بر‌ هر‌  كار كه‌  جز طاعت  ‌و‌  رضاى تست مقدم دارم چه در‌  بين دوستان  ‌و‌  چه دشمنان تا‌  به‌  حدى (رضاى تو‌  را‌  بر‌ ميل خود مقدم دارم) كه‌  دشمنم از‌  ظلم  ‌و‌  ستم من‌  ايمن باشد  ‌و‌  دوستم از‌  ميل من‌  به‌  هواى نفس به‌  نفع او‌  (بر خلاف رضاى تو) مايوس باشد
̶    و مرا در‌  حال دعا اخلاص كاملى عطا فرما كه‌  در‌  حال وسعت  ‌و‌  نعمت مانند بندگان با‌  اخلاص مضطر پريشان به‌  درگاه تو‌  دعا كنم كه‌  توئى خداى ستوده صفات با‌  مجد  ‌و‌  عظمت  ‌و‌  بزرگوارى.
متن عربی صحیفه سجادیه (22)
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عِنْدَ الشِّدَّةِ وَ الْجَهْدِ وَ تَعَسُّرِ الْأُمُورِ)
اللَّهُمَّ إِنَّكَ كَلَّفْتَنِي مِنْ نَفْسِي مَا أَنْتَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي، وَ قُدْرَتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيَّ أَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتِي، فَأَعْطِنِي مِنْ نَفْسِي مَا يُرْضِيكَ عَنِّي، وَ خُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي فِي عَافِيَةٍ. 2) اللَّهُمَّ لَا طَاقَةَ لِي بِالْجَهْدِ، وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَى الْبَلَاءِ، وَ لَا قُوَّةَ لِي عَلَى الْفَقْرِ، فَلَا تَحْظُرْ عَلَيَّ رِزْقِي، وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى خَلْقِكَ، بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِي، وَ تَوَلَّ كِفَايَتِي. وَ انْظُرْ إِلَيَّ وَ انْظُرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي، فَإِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى نَفْسِي عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِيهِ مَصْلَحَتُهَا، وَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى خَلْقِكَ تَجَهَّمُونِي، وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِي إِلَى قَرَابَتِي حَرَمُونِي، وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِيلًا نَكِداً، وَ مَنُّوا عَلَيَّ طَوِيلًا، وَ ذَمُّوا كَثِيراً. فَبِفَضْلِكَ، اللَّهُمَّ، فَأَغْنِنِي، وَ بِعَظَمَتِكَ فَانْعَشْنِي، وَ بِسَعَتِكَ، فَابْسُطْ يَدِي، وَ بِمَا عِنْدَكَ فَاكْفِنِي. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ خَلِّصْنِي مِنَ الْحَسَدِ، وَ احْصُرْنِي عَنِ الذُّنُوبِ، وَ وَرِّعْنِي عَنِ الْمَحَارِمِ، وَ لَا تُجَرِّئْنِي عَلَى الْمَعَاصِي، وَ اجْعَلْ هَوَايَ عِنْدَكَ، وَ رِضَايَ فِيمَا يَرِدُ عَلَيَّ مِنْكَ، وَ بَارِكْ لِي فِيمَا رَزَقْتَنِي وَ فِيمَا خَوَّلْتَنِي وَ فِيمَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَ اجْعَلْنِي فِي كُلِّ حَالَاتِي مَحْفُوظاً مَكْلُوءاً مَسْتُوراً مَمْنُوعاً مُعَاذاً مُجَاراً. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ عَنِّي كُلَّ مَا أَلْزَمْتَنِيهِ وَ فَرَضْتَهُ عَلَيَّ لَكَ فِي وَجْهٍ مِنْ وُجُوهِ طَاعَتِكَ أَوْ لِخَلْقٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ إِنْ ضَعُفَ عَنْ ذَلِكَ بَدَنِي، وَ وَهَنَتْ عَنْهُ قُوَّتِي، وَ لَمْ تَنَلْهُ مَقْدُرَتِي، وَ لَمْ يَسَعْهُ مَالِي وَ لَا ذَاتُ يَدِي، ذَكَرْتُهُ أَوْ نَسِيتُهُ. هُوَ، يَا رَبِّ، مِمَّا قَدْ أَحْصَيْتَهُ عَلَيَّ وَ أَغْفَلْتُهُ أَنَا مِنْ نَفْسِي، فَأَدِّهِ عَنِّي مِنْ جَزِيلِ عَطِيَّتِكَ وَ كَثِيرِ مَا عِنْدَكَ، فَإِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ، حَتَّى لَا يَبْقَى عَلَيَّ شَيْ‏ءٌ مِنْهُ تُرِيدُ أَنْ تُقَاصَّنِي بِهِ مِنْ حَسَنَاتِي، أَوْ تُضَاعِفَ بِهِ مِنْ سَيِّئَاتِي يَوْمَ أَلْقَاكَ يَا رَبِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي الرَّغْبَةَ فِي الْعَمَلِ لَكَ لِآخِرَتِي حَتَّى أَعْرِفَ صِدْقَ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِي، وَ حَتَّى يَكُونَ الْغَالِبُ عَلَيَّ الزُّهْدَ فِي دُنْيَايَ، وَ حَتَّى أَعْمَلَ الْحَسَنَاتِ شَوْقاً، وَ آمَنَ مِنَ السَّيِّئَاتِ فَرَقاً وَ خَوْفاً، وَ هَبْ لِي نُوراً أَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ، وَ أَهْتَدِي بِهِ فِي الظُّلُمَاتِ، وَ أَسْتَضِي‏ءُ بِهِ مِنَ الشَّكِّ وَ الشُّبُهَاتِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي خَوْفَ غَمِّ الْوَعِيدِ، وَ شَوْقَ ثَوَابِ الْمَوْعُودِ حَتَّى أَجِدَ لَذَّةَ مَا أَدْعُوكَ لَهُ، وَ كَأْبَةَ مَا أَسْتَجِيرُ بِكَ مِنْهُ اللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مَا يُصْلِحُنِي مِنْ أَمْرِ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَكُنْ بِحَوَائِجِي حَفِيّاً. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْزُقْنِي الْحَقَّ عِنْدَ تَقْصِيرِي فِي الشُّكْرِ لَكَ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فِي الْيُسْرِ وَ الْعُسْرِ وَ الصِّحَّةِ وَ السَّقَمِ، حَتَّى أَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسِي رَوْحَ الرِّضَا وَ طُمَأْنِينَةَ النَّفْسِ مِنِّي بِمَا يَجِبُ لَكَ فِيمَا يَحْدُثُ فِي حَالِ الْخَوْفِ وَ الْأَمْنِ وَ الرِّضَا وَ السُّخْطِ وَ الضَّرِّ وَ النَّفْعِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي سَلَامَةَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتَّى لَا أَحْسُدَ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْ فَضْلِكَ، وَ حَتَّى لَا أَرَى نِعْمَةً مِنْ نِعَمِكَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فِي دِينٍ أَوْ دُنْيَا أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ تَقْوَى أَوْ سَعَةٍ أَوْ رَخَاءٍ إِلَّا رَجَوْتُ لِنَفْسِي أَفْضَلَ ذَلِكَ بِكَ وَ مِنْكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطَايَا، وَ الِاحْتِرَاسَ مِنَ الزَّلَلِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فِي حَالِ الرِّضَا وَ الْغَضَبِ، حَتَّى أَكُونَ بِمَا يَرِدُ عَلَيَّ مِنْهُمَا بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ، عَامِلًا بِطَاعَتِكَ، مُؤْثِراً لِرِضَاكَ عَلَى مَا سِوَاهُمَا فِي الْأَوْلِيَاءِ وَ الْأَعْدَاءِ، حَتَّى يَأْمَنَ عَدُوِّي مِنْ ظُلْمِي وَ جَوْرِي، وَ يَيْأَسَ وَلِيِّي مِنْ مَيْلِي وَ انْحِطَاطِ هَوَايَ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِي الرَّخَاءِ دُعَاءَ الْمُخْلِصِينَ الْمُضْطَرِّينَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

 

موسیقی های دوران هخامنشی

 

موسیقی مذهبی

بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می‌خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.

مشاهده می‌کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می‌خورد.

مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه‌ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده‌هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می‌شود.


هرودوت همچنین می‌نویسد:

"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی‌پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می‌شود و یکی از سرودهای مذهبی را می‌خواند."

 

موسیقی رزمی

اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی‌ با جنگی بوده است.

گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می‌نویسد:

"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."

"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."

این سروده‌ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می‌شد و گزنوفون اضافه می‌کند که:

"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می‌شد."


این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی‌ حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می‌شود.

از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آن جمله می‌تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.

در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می‌شود.

 


موسیقی مجلسی

اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی ‌از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می‌رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.

گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که:

"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می‌شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه‌هایی در مجلس شرکت می‌کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن‌ها سهم اساسی داشتند."

هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می‌کند و می‌نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می‌کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می‌شدند و شادی و سرور برپا می‌کردند.

گزنوفون نیز می‌نویسد:

"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدان‌ها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."

و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است:

"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می‌پرداختند."

/art/negah-gozashte/music-achaemenid.html

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

ترجمه فارسی نهج البلاغه آفريدگار بي‏همتا
خداشناسي
سپاس خداوندي را سزاست که از شباهت داشتن به پديده‏ها برتر است، و از تعريف وصف کنندگان والاتر، و با تدبير شگفتي‏آورش بر همه بينندگان آشکار، و با بزرگي عزتش بر همه فکرهاي انديشمندان پنهان است. داناست نه آن که آگاهي او از جايي گرفته‏شده يا در حال فزوني باشد، و يا از کسي فراگيرد، اداره‏کننده سراسر نظام آفرينش است بي آنکه نيازي به فکر کردن يا انديشه دروني باشد، خدايي که تاريکيها او را پنهان نسازد، و از نورها روشني نگيرد، شب او را نپوشاند، و روز بر او نمي‏گذرد، نه بينايي او با ديدگان است، و نه علم او با اطلاعات و اخبار (قسمتي از اين سخنراني پيرامون پيامبر (ص) است)
ويژگيهاي پيامبر (ص)
خدا پيامبر (ص) را با روشنايي اسلام فرستاد، و در گزينش، او را بر همه مقدم داشت، با بعثت او شکافها را پر، و سلطه‏گران پيروز را درهم شکست، و سختي‏ها را آسان، و ناهمواريها را هموار تا آنکه گمراهي را از چپ و راست تار و مار کرد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُلِلَّهِ الْعَلِىِّ عَنْ ‏شَبَهِ‏ الْمَخْلُوقِينَ، الْغالِبِ لِمَقالِ الْواصِفِينَ، الظَّاهِرِ بِعَجائِبِ تَدْبِيرِه لِلنَّاظِرِينَ، ‏الْباطِنِ‏ بِجَلالِ عِزَّتِهِ عَنْ فِکْرِ الْمُتَوَهِّمِينَ، الْعالِمِ بِلَا اکْتِسابٍ وَ لَا ازْدِيادٍ وَ لا عِلْمٍ مُسْتَفادٍ، الْمُقَدِّرِ لِجَمِيعِ الْأُمُورِ بِلا رَوِيَّةٍ وَ لا ضَمِيرٍ، الَّذِى لا تَغْشاهُ الظُّلَمُ، وَ لَا يَسْتَضِئُ بِالْأَنْوارِ، وَ لا ‏يَرْهَقُهُ‏ لَيْلٌ وَ لا يَجْرِى عَلَيْهِ نَهارٌ، لَيْسَ إِدْراکُهُ بِالْإِبْصارِ، وَ لا عِلْمُهُ ‏بِالْإِخْبارِ.
مِنْها فِى ذِکْرِ النَّبِىِّ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: أَرْسَلَهُ بِالضِّياءِ وَ قَدَّمَهُ فِى الْإِصْطِفاءِ، ‏فَرَتَقَ‏ بِهِ ‏الْمَفاتِقَ‏، وَ ‏ساوَرَ ‏بِهِ‏ ‏الْمُغالِبَ‏، وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَةَ، وَ سَهَّلَ بِهِ ‏الْحُزُونَةَ، حَتّى سَرَّحَ الضَّلالَ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |

ترجمه فارسی نهج البلاغه نکوهش دنيا
و از خطبه‏هاي آن حضرت است هان! دنيا خانه‏اي است که از گزند آن ايمني نيست، مگر هم در آن خانه. کاري کنند که توشه آخرت است نه به کار دنيا پردازند چه آن مايه حسرت است. مردم به دنيا مبتلايند، و به بوته آزمايش درآيند. پس آنچه براي دنيا گرفته‏اند، حساب آن بکشند، و از آنان بستانند، و آنچه براي جز دنيا به دست آورده‏اند، بدان رسند و در نعمت آن بمانند. دنيا در ديده صاحب خردان، چون سايه پس از زوال است، که گسترده ناشده در هم رود، و افزون نشده کاهش يابد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) أَلا وَ إِنَّ الدُّنْيا دارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْها إِلَّا فِيها، وَ لا يُنْجى بِشَىْ‏ءٍ کانَ لَهَا، ابْتُلِىَ النَّاسُ ‏بِها فِتْنَةً فَما أَخَذُوهُ مِنْها لَها أُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَيْهِ، وَ ما أَخَذُوهُ مِنْها لِغَيرِها قَدِمُوا عَلَيْهِ وَ أَقامُوا فِيهِ، فَإِنَّها عِندَ ذَوِى الْعُقُولِ کَفَىْ‏ءِ الظِّلِّ، بَيْنا تَراهُ ‏‏سابِغاً‏ حَتّى ‏قَلَصَ‏، وَ زائِداً حَتّى نَقَصَ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : vareseen |
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
لیپوماتیک
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
عوارض روغن خراطین
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تحلیل آماری
نمایندگی برندها در ایران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
سامانه جامع مشاغل شهرری

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.