1770م:بيست و هفتم نوامبر سال 1770 ميلادي كريم خان زند، وكيل ايرانيان، در عمارتي در شيراز كه امروز «موزه پارس» بيست و هفتم نوامبر سال 1770 ميلادي كريم خان زند، وكيل ايرانيان، در عمارتي در شيراز كه امروز «موزه پارس» ناميده مي شود، فرستاده روسيه را پذيرفت كه رنج سفر دو هزار و پانصد كيلومتري از سن پترزبورگ تا شيراز را بر خود هموار كرده بود تا پيام تزار روسيه را به فرمانرواي ايران برساند. سفير تزار خبر پيروزي روسيه بر عثماني را در جنگ دريايي به اطلاع خان رسانيد و تمايل تزار را به داشتن روابط دوستانه و اتحاد با وي اعلام داشت. فرستاده تزار انتظار داشت كه كريم خان كه دوبار باعثماني بر سر بصره جنگيده بود از شنيدن خبر شكست دريايي عثماني خرسند شود كه كريم خان ابرو در هم كشيد و خطاب به سفير تزار گفت كه شكست ملت ديگر ما را شاد نمي كند و سفير تزار (طبق نوشته هاي به جاي مانده از او، به قلم خودش) شوكه شد و بعدا به تزار گزارش داد كه اتحاد با كريم خان را برضد عثماني فراموش كند و اضافه كرده بود كه كريم خان با همه رهبراني كه ديده، درباره آنان شنيده و در كتب تاريخ خوانده است فرق دارد، زيرا كه خودش را يك تبعه عادي مانند ساير مردم مي داند، مردي است به غايت فروتن و بدون هرگونه افاده؛ رفتارش هم ديپلماتيك نيست و ديدار با او تشريفات ندارد.

بايد دانست كه كريم خان در هر دو جنگ خود با عثماني بر سر بصره پيروز شده بود. وي علاوه بر دور ساختن عثماني از منطقه بصره، هلندي ها را هم از خارك و جزاير اطراف آن اخراج كرده بود.

كريم خان كه از پذيرفتن عنوان شاهي و تاسيس سلسله اجتناب مي كرد نسبت به امنيت خليج فارس و خوزستان حساس بود.

مورخان اروپايي كريم خان را مردي عادل و منصف و يك ايراني فوق العاده و شخصيتي منحصر به فرد در تاريخ توصيف كرده و درباره اش به نقل از ديپلماتهاي اروپايي و ميسيون هاي مسيحي نوشته اند: كريم خان كه از يك نژاد خالص ايراني (لر) بود از ديدن شادي مردم شاد مي شد و براي شاد كردن شيرازي ها از جيب خودش (نه از خزانه عمومي) به نوازندگان پول مي داد كه در ميدان هاي شهر ساز بزنند و اگر فرصتي به دست مي آورد درطباخي هاي عمومي در كنار مردم عادي غذا صرف مي كرد و با شنيدن گفتگوي آنان با يكديگر از دشواري ها آگاه مي شد و اين مسائل را حل مي كرد. به نوشته منشي كريم خان، به باور نماينده ايرانيان (كريم خان) مسائل كوچكند كه گاهي دفعتا چنان بزرگ مي شوند كه دودماني را منقرض مي كنند.

 

کريم خان


1856م:152 سال پيش در اين روز (27 نوامبر) نيروهاي انگليسي مستقر در هند با چندين ناو توپدار از تنگه هرمز گذشتند و وارد خليج فارس شدند تا با ايران وارد جنگ شوند. 27 روز پيش از آن (يكم نوامبر 1856) دولت انگلستان به ايران ـ ايراني كه در شمال و جنوب به دريا متصل است ولي فاقد نيروي دريايي موثر بود اعلان جنگ داده بود. دولت لندن كه بر شبه قاره هند مسلط شده و خودرا مالك آن مي پنداشت مايل بود كه ميان هندوستان لندن و متصرفات روسيه و قلمرو دولت تهران كه روابط بهتري با روسيه داشت، منطقه حايل ايجاد كند و ايران خاوري را كه افغانستان ناميده بود به سران طوايف آن بسپارد و جدا كند. دولت لندن در سپتامبر و اكتبر آن سال از تهران خواسته بود كه نظاميان و ماموران خودرا از هرات و مناطق تاجيك نشين كه ساختار قبيله اي نداشتند خارج سازد و چون تهران به جاي پاسخ موافق برشمار نيروها و ماموران خود در آن مناطق افزود پس از يك اخطار، اعلان جنگ داده بود و شش روز در انتظار واكنش تهران به اين اعلان جنگ نشسته بود. لندن در اين فاصله چون پاسخي دريافت نداشت ششم نوامبر به حكمران خود در هندوستان دستور اعزام نيرو و ناو توپدار براي تصرف بوشهر و خرمشهر داد. لندن از وضعيت تهران به خوبي آگاه بود و مي دانست كه نه نيروي كافي براي اعزام به جنوب را دارد و نه حال بسيج نيروهاي محلي جنوب را. لرد «پالمرستون» نخست وزير وقت انگلستان فرماندهي جنگ با ايران را برعهده «سر جيمز آوت رام» گذارده بود.

نيروهاي انگليسي يکم ژانويه سال 1857 (درست دو ماه پس از روز صدور اعلان جنگ) بوشهر را تصرف كردند و دولت وقت ايران را مجبور به صرف نظر كردن از هرات ساختند كه قرنها حاكم نشين خراسان و زادگاه شاه عباس و يكي از مراكز فرهنگ و ادب ايران بوده است.


1311م:ششم آذر ماه 1311 (27 نوامبر سال 1932) در پي به نتيجه نرسيدن مذاکرات ايران و انگلستان بر سر نفت، رضا شاه پرونده نفت را در بخاري افکند و سوزاند. اين پرونده مربوط به امتيازي بود که دولت قاجارها به «دارسي» داده بود. مردمي که از بازي هاي پشت پرده بي خبر بودند در پي انتشار خبر سوزانده شدن پرونده استعماري نفت به خيابانها ريختند و شادي کردند که به نوشته پاره اي از مورخان اين شادماني جزيي از برنامه اي بود که از پيش تنظيم شده بود تا انگليسي ها قرارداد «دارسي» را که تنها نيمي از زمان اعتبار آن باقي مانده بود تجديد کنند و منطقه قرارداد را وسعت دهند. در ميهندوستي رضا شاه كه از ميان مردم معمولي برخاسته بود و علاقه مندي اش به پيشرفت كشور ترديدي نيست ولي او احتمالا به دليل تحصيلات كم، با همان رجال عهد قاجارها و همان مهره هايي كه در دستش قرار داده بودند بازي مي كرد كه وابستگي داشتند و صداقتشان مورد ترديد است. اين وضعيت پس از جنگ جهاني دوم هم در وطن ما ادامه داشت!.

چهار روز بعد وزير دارايي گزارش شکست مذاکرات را به مجلس داد و مجلس همان روز لغو قرارداد «دارسي» را تصويب کرد که دو روز بعد دولت انگلستان ضمن اعتراض به لغو قرارداد، درخواست تجديد نظر در اين اقدام را کرد که به نوشته بعضي از مورخان اجراي پرده دوم اين نمايشنامه بود كه به تمديد قرارداد انجاميد، همان قراردادي كه با قيامهاي ملي به رهبري دكتر مصدق در اواخر سال 1929 لغو و نفت ايران، ملي شد.

 

رضا شاه

 

1977م:27 نوامبر سال 1977 (آذر ماه 1356) سناي آمريکا نسبت به تظاهرات بر ضد شاه در شهر واشنگتن و در کنار نرده هاي کاخ سفيد به دولت جيمي کارتر اعتراض کرد. اين تظاهرات در نيمه نوامبر در جريان سفر شاه به واشنگتن صورت گرفته بود.

سناي آمريکاي مقامات دولت کارتر را متهم کرده بود که اقدامات لازم را براي جلوگيري از اين تظاهرات بعمل نياورده بودند. از لحن اعتراض چنين برمي آمد که مقامات دولت کارتر تعمدا از تظاهرات جلوگيري نکرده بودند تا شاه تضعيف و پايه هاي حكومت او متزلزل شود. طبق خاطرات رجال آمريكايي آن عصر، دولت كارتر نظر به روي كارآمدن جبهه ملي در ايران (بدون تغيير شاه) داشت تا سابقه بد كودتاي 28 مرداد از ذهن جهانيان زدوده شود.

 

2008م:25 نوامبر 2008 ايران دومين موشك فضايي خود از نوع «كاوش = كاوشگر» را آزمايش كرد كه از هوي سايد (جوّ زمين) خارج شد و پس از انجام وظايفي كه برعهده اش بود به زمين بازگشت و در نقطه تعيين شده با چتر فرود آمد. اين موشك در راستاي برنامه 20 ساله فضايي ايران به فضا فرستاده شده بود.

 

کاوشگر - 2

 

2004م:آرتور هيليArthur Hailey داستان نگار انگليسي 25 نوامبر 2004 در 84 سالگي درگذشت.

اهميت هيلي در داستان نويسي همين قدر بس كه 11 داستان او در 170 ميليون نسخه به فروش رفته و به 40 زبان ديگر ترجمه شده اند.

برپايه سه داستان هيلي زير عناوين «فرودگاه»، «هتل» و «چرخها» فيلم هاي سينمايي پر بيننده ساخته شده است. وي در باهاما زندگي مي كرد و در همانجا فوت شد.

 

هيلي


2004م:اسوشيتدپرس 26 نوامبر 2004 از مقر كنگره آمريكا خبر داد كه به زودي آژانس بازرسي قوه مقننه اين کشورا در پاسخ به شكايات راي دهندگان در گوشه و كنار آمريكا مبني بر وجود بي نظمي، نقص فني ماشين هاي راي گيري و ناآشنايي برخي از راي دهندگان به طرز کار با آنها در انتخابات دوم نوامبر2004 بررسي هاي خود را آغاز مي كند تا دست كم براي انتخابات بعدي (نوامبر 2006) مشكلي نباشد!. اين شكايات شامل عيوب فني ماشين هاي راي گيري تا برخورد با آراء موقت و ... بوده است.

اين اعترض ها تنها باعث شد که کمپاني هاي سازنده ماشين هاي راي گيري کامپيوتري، دستگاههاي بيشتري از اين دست به حوزه هاي انتخاباتي بفروشند که هزينه اش بيش از دو ميليارد دلار بوده است، ولي ديديدم که در جريان انتخابات هفتم نوامبر سال 2006 آمريکا نيز اعتراض به اين ماشين ها ادامه داشت و اکثريت خواهان راي گيري با ورقه هستند که اسناد آن باقي مي ناند و اشتباه محاسبه، نقص فني دستگاههاي الکترونيک و يا احتمال دستکاري در آن وجود ندارد. هدق از دمکراسي اين است که همه آراء به حساب آيد و ....

 

8پیش ازمیلاد:بيست و هفتم نوامبر سال هشتم پيش از ميلاد هوارسHorace شاعر، طنزپرداز و مورخ رومي درگذشت که شانزده قرن بعد، در دوران رنسانس (تجديد حيات علم، ادب و هنر)، لقب شاعر ملي و پدر شعر ايتاليا (روم) به او داده شد. چند ماه پس از مرگ هوراس، شاعر ديگر روم، «مانه چناس» نيز فوت شد. چناس، نخستين کانون شعر و شعرا را در خانه خود در شهر رم ايجاد کرده بود که هوراس و چند شاعر ديگر در آنجا جمع مي شدند و اشعار خود را براي يکديگر مي خواندند. ورود به اين جلسات براي همگان آزاد بود و حاضران مي توانستند در بحث و مذاکرات هم شرکت کنند. هوراس كه از بانيان «جلسات شب شعر» در جهان شناخته شده است در سال 65 پيش از ميلاد به دنيا آمده و 57 سال عمر كرده بود.

از کارهاي جالب هوراس، پيشنهاد او به سناي روم است که عنوان امپراتور (کنسول اول) را به پدر ملت، تبديل کند که براي آحاد مردم دلپذير است؛ سنا نتوانست آراي کافي براي تصويب اين پيشنهاد به دست آورد.

 

Horace

 

1874م:امروز زادروز«چارلز آستين بردCharles Austin Beard » از بزرگترين مورخان قرن بيستم است که 27 نوامبر در سال 1874 به دنيا آمد و در 74 سالگي در 1948 پس از تاليف هفتاد كتاب درگذشت. بزرگترين كار او تاليف کتاب چهار جلدي «پيدايش تمدن آمريکائي» است. همسر او «ماري» نيز يک تاريخدان بود که در کار تحقيقات و تاليفات، به شوهرش کمک مي کرد.

جنجالي ترين کتاب «برد» که در سال 1913 انتشار يافت تفسير اقتصادي قانون اساسي آمريکا است. برد در اين کتاب استدلال کرده است که تهيه کنندگان اين قانون در هر کلمه و جمله اي که مي نوشتند منافع اقتصادي خود را در نظر مي گرفتند و به تنها کساني که فکر نمي کردند مردم بودند.

وي در تاليف ديگرش از آمريکائيان خواسته است که درستي تاريخ کشورشان را امتحان کنند، زيرا که ممکن است همه حقايق به آنان گفته نشده باشد. چارلز برد استاد دانشگاه کلمبيا، ريشه هر شكل گيري تاريخ را علاوه بر منافع اقتصادي معدودي از افراد و يا دولتها، به حساب عقايد و ايده ها گذارد و نوشت که عقايد تازه در هر برهه و زمان باعث تحولات اقتصادي و اجتماعي شده و صفحه تازه اي بر تاريخ اضافه کرده و شکل و جهت آن را تغيير داده اند.

«برد» که مخالف ورود آمريکا به جنگ جهاني اول بود، پس از آنکه دولت، به سركوبي مخالفان جنگ در دانشگاه کلمبيا پرداخت، از استادي آن دانشگاه کناره گيري کرد. وي طرفدار ادامه انزواي آمريکا و عدم مداخله آن در اوضاع سياسي جهان به صورت يك قدرت بود كه نتيجه آن را يك «آلودگي» مي دانست. وي به همين جهت با ورود آمريکا به جنگ جهاني دوم هم مخالفت کرد و بعدا در کتابي ثابت کرد که سياست خارجي آمريکا باعث حمله ژاپن به «پرل هار بور» شد.

«برد» روش تازه اي براي مطالعه و بررسي تاريخ به دست داده است كه در «تاريخ نگاري» تدريس مي شود.

«برد» در يک کتاب خود مسائل جاري آمريکا، و تقسيم جهان به دو طبقه دارا و ندار را در پايان قرن بيستم پيش بيني کرده بود كه به تحقق پيوسته و بر اهميت او افزوده و درجه فضل وي را منعكس كرده است. «برد» در همين كتاب به همه كساني كه مقام و منزلت دارند توصيه کرده است که تاريخ را مرور کنند تا اشتباهات تکرار نشوند. «برد» كه مانند دكتر باستاني پاريزي ما به ندرت كراوات مي بست و زندگاني ساده اي داشت و فردي ترقيخواه بود علل جنگها را (چه داخلي و چه خارجي) بر سر منافع اقتصادي و آزمندي ها مي دانست. وي نوشته است كه جنگ داخلي آمريكا هم به همين علت بود زيرا كه كه ايالت هاي جنوبي از كار رايگان بردگان سود سرشار مي بردند و نمي خواستند اين منفعت را از دست بدهند.

كتاب هاي او در زمينه دفاع از رفاه طبقه تنگدست و پيشنهاد راههاي نجات افراد اين طبقه از نگراني، به ويژه در سالهاي سالخوردگي و ايام بيكاري مورد توجه روزولت قرار گرفت و به تهيه قوانين معروف به «نيو ديل» كمك كرد. همچنين پيش بيني او در زمينه مداخله صاحبان صنايع نظامي آمريكا در امور و سياست هاي حكومت سبب شد كه آيزنهاور در اواخر دوران رياست جمهوري اش توصيه به محدود كردن نفوذ و قدرت سياسي اين افراد اتخاذ كند كه عملي نشده است.

 

Charles Austin Beard


1814م:چاپ روزنامه «تايمز» لندن از بيست و هفتم نوامبر سال 1814 با ماشين خودكار قوه بخار ساخت دو آلماني به نام كونيگ و بائور آغاز شد كه رويدادي بزرگ در تاريخ روزنامه نگاري بشمار مي رود زيرا كه از آن پس ظرفيت و سرعت چاپ افزايش، هزينه توليد روزنامه كاهش و مطبوعات با بهاي ارزانتر عرضه شدند و عامه مردم استطاعت خريد آنها را به دست آوردند. در وطن ما، اين تحول يك قرن و اندي پس از انگلستان صورت گرفت!.

«تايمز» از سال 1788 انتشار مي يافت كه تا 1785 نام آن «يونيورسال رجيستر» بود و به انتشار اخبار و تفسيرهاي بين المللي بهاي بيشتر مي داد. اين روزنامه كه توسط «جان والتر» تاسيس شده بود تا سال 1922 در خانواده والتر باقي ماند و در اين سال به خانواده «استور» و از 1966 به تامسون (كانادايي) فروخته شد كه روپرت مورداك (استراليايي) در سال 1981 آن را خريداري كرد، مشي آن را تغيير داد و محافظه كارانه ساخت و در سال 2006 داراي 700 هزار نسخه تيراژ بود. موسسه تامسون در پي يك سال اعتصاب كاركنان فني تايمز و توقف انتشار آن از دسامبر 1978 تا نوامبر 1979 مجبور يه فروش آن شد. كاركنان فني اين روزنامه مايل به الكترونيك شدن حروفچيني، صفحه بندي، پليت سازي و چاپ آن نبودند! كه مورخان آن را عجيب ترين اعتصاب نوشته اند.

در سال 2007 و در سالروز خودكار شدن چاپ تايمز دو گزارش رسمي نوميد كننده انتشار يافته بود. يكي كاهش هفت درصدي آگهي هاي طبقه بندي شده روزنامه ها (نيازمندي ها) و ديگري پايين آمدن تيراژها به ميزان 3 و نيم درصد است. كاهش آگهي هاي كوتاه (نيازمندي ها) به علت توجه به انتشار اين آگهي ها در اينترنت و گسترش وبسايت هاي معامله گري است. تيراژها نيز در پي كاهش اين قبيل آگهي ها كم شده است. به علاوه، روش انگليسي (تابلويد) يعني انتشار عكس بزرگ و كاستن از عرض ستون ها و ايجاد فاصله بيشتر ميان ستونهاي صفحات و ... كارساز واقع نشده و مخاطبان اخبار مطلق (نه تفسير، مقاله، فيچر و حاشيه) ترجيح مي دهند آنها را در سرچ انجين هاي اينترنت بيابند و بخوانند. مخاطبان شبكه هاي تلويزيوني نيز رو به كاهشند زيرا كه اخبار ويديويي هم در اينترنت قرار مي گيرند.


2005م: 26نوامبر 2005 شبكه تلويزيوني «ان.بي.سي.» آمريكا (متعلق به كمپاني جنرال الكتريك) متهم به خودسانسوري شد، زيرا كه اين شبكه (دو روز پيش از اين) ضمن پخش خبر مراسم شكرگزاري سال 2005 در خيابانها نيويورك، اشاره به انفجار يك بالن بزرگ در جريان مراسم نكرده بود. قرار بود اين بالن از خط پاياني مراسم بگذرد كه چون منفجر شده بود، شبكه ان بي سي، به جاي اشاره به انفجار، فيلم خبري سال 2004 بالن را به جاي آن پخش كرده بود كه يك عكس خلاف واقع ( و بزعم برخي «سانسوري») تلقي شده است. بالن ظاهرا بر اثر برخورد با سيم برق خيابان منفجر شده بود.


1922م:هووارد كارتر Howard Carter مصرشناس بنام انگليسي (1874 ـ 1939) كه گورگاه «توتانخامون Tutankhamun» فرعون مصر از سلسله هجدهم را در محل معروف به دره پادشاهان كشف كرده بود 22 نوامبر 1922 به لرد «كارنارون Lord Carnarvon» مسئول اين اكتشافات كمك كرد تا گورگاه را بازكنند. اين دو و دستيارانشان بيست و ششم نوامبر 1922 وارد گورگاه شدند و به تابوت توتانخامون كه 1334 سال پيش از ميلاد پادشاهي خود را بر مصر آغاز كرده بود رسيدند. دره پادشاهان (گورستان فراعنه مصر باستان) در سال 1891 در اين كشوره كشف شده بود و در اين مدت در آن وادي خاكبرداري ادامه داشت. كينگ توت از فراعنه معتقد به خورشيد بود و معناي نام او «نماد زنده خورشيد (بر روي زمين)» است. آمون = آمن يعني قرص خورشيد. لرد كارنارون و دكتر كارتر جسد موميايي شده «توت» را كه در زير سرپوش فلزي قرارداشت در تابوت مشاهده كردند. در اطاق مجاور جايگاه تابوت، اشياء مورد علاقه كينگ توت‏ king tut قرارداده شده بود ازجمله صندوق او و چرخهاي درشكه اش و ....

 

جمجمه موميايي شده توتانخامون و تانوت او را كه دكتر كارتر و دستيارش در حال وارسي آن هستند نشان مي دهند

 

2004م:معارضه شرق و غرب بر سر انتخابات سال 2004 اوكراين كه جهانيان با چشم بازتر آن را زير نظر داشتند 25 و 26 نوامبر اين سال هم ادامه داشت. اصحاب نظر در آن دو روز گفته بودند: نتيجه اين معارضه ، هرچه كه باشد، جو سياسي جهان به وضعيت پيش از اين انتخابات باز نخواهد گشت و بدبيني ايجاد شده در برخي از ملل به ويژه روسيه از ميان نخواهد رفت. جنگ عراق قبل از اين انتخابات، به يك طريق ديگر اين بدبيني را عيان ساخته بود، و معارضه بر سر انتخابات اوكراين به صورتي ديگر چهره از آن برگرفت و علني تر شد. اين معارضه - البته به صورتي ديگر در سال 2006 آشگار شد و اين بار بر سر موضوع اتمي شدن ايران که در اين زمينه روسيه و چين با غرب همداستان نشدند. ملل خارج از اينگود زورآزمايي، از معارضات آشگار و پنهان سالهاي 2003 تا 2006 به اين نتيجه رسيدند كه با يك اروپاي غربي از قماش اروپاي قرن 19 و دهه اول قرن 20 رو به رو هستند و بايد خود را آماده مقابله با چنين وضعيت و سياستي كنند.

مهمترين تحول 25 و 26 نوامبر 2004 مسئله اوكراين؛ اظهارات «كولن پاول» وزير امور خارجه وقت آمريکا در سناي اين كشور و نيز ورود دو رئيس جمهوري عضو ناتو و اتحاديه اروپا و سولانا رئيس ديپلماسي اين اتحاديه اروپايي به «كي اف» ــ ظاهرا تحت عنوان ميانجي گري بود. پاول در سناي آمريکا گفته بود كه دولت آمريكا نتايج انتخابات رياست جمهوري اوكراين را به رسميت نمي شناسد و اگر مسئله حل نشود، دولت آمريكا دولت «يانوكوويچ» را نماينده مشروع اوكرايني ها نخواهد دانست. جورج دبليو بوش و سران اروپاي غربي هم با لحني مشابه همين حرف را زده بودند كه در جهان تازگي دارد.

انتخاب يانوكوويچ با 49 درصد و 46 صدم درصد آراء دور دوم به تاييد كميسيون انتخابات اوكراين و رئيس جمهوري فعلي اين كشور رسيده بود که ديوان عالي اوكراين 29 نوامبر به شكايت بازنده انتخابات كه مدعي تقلب شده و درخواست تجديد انتخابات را كرده بود رسيدگي کرد، و به همان گونه كه ديوان عالي آمريكا در سال 2000 عمل كرد راي به تجديد انتخابات (براي سومين بار) داد که نتيجه فشار غرب تلقي شده است.

 

پاول

 

2005م:24 تا 27 نوامبر 2005 معترضان ادامه جنگ عراق بازهم جورج بوش را كه براي گذرانيدن تعطيلات شكرگزاري به مزرعه (رانچ) خود در كرافورد تكزاس رفته بود آرام نگذاشته و در برابر رانچ او خيمه و چادر زده بودند (عكس بالا). اين بار معترضان يك مجسمه 560 كيلوگرمي سنگتراش را در آنجا (محلي كه در ماه اوت سال 2005 سيندي شيهن اعتراض خود را به ادامه جنگ عراق آغاز كرده بود) نصب كرده بودند كه در يك طرف آن نوشته شده بود: Sheehan's Stand (ايستادگي شيهن). در طرف ديگر سنگ، واژه «چرا؟!» و نام عده اي از نظاميان مقتول آمريكايي در عراق از جمله «كيسي» پسر 24 ساله بانو سيندي حك شده بود. بانو شيهن كه در تابستان 2005 بيست و شش روز در اين محل بسربرده و مردم را به دور خود جمع كرده بود در مراسم پرده برداري از اين ستون 70 سانتيمتري در نزديكي مزرعه جورج بوش حضور داشت.

در اين مراسم، ناطقين گفتند كه دليلي براي توجيه ادامه عمليات نظامي در عراق وجود ندارد و ....

عكس، كلانتر پليس محل را در حال گفت و گو با يكي از معترضين چادرنشين نشان مي دهد. بكار بردن چادر به خاطر سردي هوا در آن ماه بود. اين مخالفت ها ادامه داشت و منجر به شكست حزب جمهوريخواه (حزب جورج دبليو بوش) در انتخابات پارلماني هفتم نوامبر 2006 و انتخابات عمومي چهارم نوامبر 2008 شد.

 

سال 2005 و اعتراض آمريکاييان به ادامه جنگ در عراق

 

2008م:27 نوامبر 2008 دميتري مدوديف رئيس جمهور روسيه در حال ديدار از آمريكاي لاتين بود. وي در اين سفر از چند کشور منطقه ازجمله پرو، برزيل، ونزوئلا و كوبا ديدارکرد. ديدار مدوديف از آمريكاي لاتين با ديدار «هو جينتائو» رهبر چين از اين منطقه كه دولت واشنگتن از نيمه قرن نوزدهم (زمان حكومت مونرو) آن را بك يارد (زمين خانه ـ حياط خلوت) خود بشمار آورده همزمان بود. اين دو ديدار يك بار ديگر اين نظر تاريخدانان را اثبات كرد كه نظام جهاني ورود به عصر تازه اي کرده است. ديدار مدوديف از ونزوئلا همزمان با ورود رزمناو اتمي پتر بزرگ و ناوهاي همراهش از جمله ناو سنگين درياسالار چاباننكو به آبهاي اين كشور بود. همچنين، ورود مدوديف به ونزوئلا همزمان با نشست سران گروه «آلبا ALBA» در پايتخت اين كشور از جمله رهبران بوليوي، اكوادور، نيكاراگوئه، هندوراس و ... بود. هوگو چاوز رهبر سوسياليست ونزوئلا كه حزب او در انتخابات محلي نوامبر 2008 پيروزي يافته در اين نشست از دولتهاي عضو اين گروه تا حدّي ضد دولت واشنگتن خواست كه قرض گرفتن از بانك آمريكايي «عمران كشورهاي درحال توسعه» را براي هميشه پايان دهند تا نفوذ و مداخله دولت واشنگتن نيز قطع شود.

مدوديف در ونزوئلا ضمن مشاهده مانور دريايي مشترك روسيه و ونزوئلا، قراردادهاي متعدد همكاري هاي نفتي، هسته اي، نظامي و تكنولوژيك با دولت اين كشور امضاء كرد. دولت ونزوئلا قبلا معادل چهار ميليارد و چهارصد ميليون دلار اسلحه از جمله يكصد هزار كالاشنيكوف، 24 بمب افكن سوخوي ـ 30 و پنجاه هلي كوپتر ار زوسيه خريداري كرده بود. اين كالاشنيكوف ها عمدتا در اختيار ميليشياي ونزوئلا قرار مي گيرند كه غرب مخالف وجود چنين نيرويي است.

مدوديف در برزيل كه به يك قدرت صنعتي ـ اقتصادي تبديل شده است با وزيران دارايي كشورهاي «بريك BRIC» مركب از برزيل، روسيه، چين و هند ديدار و قراردادهاي متعدد نيز با «لولا دا سيلوا» رئيس جمهوري سوسياليست برزيل امضاء كرد ازجمله قراردادهاي همكاري هاي تكنولوژيك، نفتي و تجاري. محل بعدي تشکيل نشست سران گروه «بريك» كه متفقا بازار تازه اي را تشكيل داده اند مسكو تعيين شده است. هدف از نشست مسكو يافتن راهي براي «گفتن يكصدا: نه و يا بله» در امور بين المللي است. اصحاب نظر كه اين گروه را همتاي اتحاديه اروپا مي دانند گفته اند كه گروه «بريك» يك سوم جهان جمعيت، بيش از اتحاديه اروپا توان اقتصادي و تا چندين برابر استعداد آن را دارد و جمعا از لحاظ نظامي مافوق، و بيش از مجموع نيروهاي نظامي ساير ملل توان دارد.

وزيران دارايي گروه بريك در نشست خود در سائو پائولو (برزيل) اعلام كردند كه اعضاي اين گروه هيچگونه اتهامي را در قبال بحران مالي جاري نمي پذيرند زيرا كه آنها اين بحران را بوجود نياورده اند، دستگاههاي مربوط در آمريكا آن را باعث شده اند، اين كشور بيش از هشت تريليون اسكناس دلار چاپ كرده و به جريان گذاشته و حالا هم مي خواهد 800 بيليون (ميليارد) ديگر چاپ و منتشر كند. ما، چهار قدرت اقتصادي جهان (گروه بريک) كه بتازگي به اين توان دست يافته ايم باخود متعهد شده ايم كه ساختار مالي جهاني تازه اي بسازيم كه اطمينان بخش باشد. كشورهاي درحال توسعه نبايد يك بارديگر از بحراني كه آنرا آزمندي و بي ضابطگي ديگران به وجود خواهد آورد آسيب ببينند. بايد ضوابط بورس و معاملات سهام و ارز و اسناد بهادار از صورت فعلي خارج و مطابق منطق اقتصادي شود، نه منطق قمارخانه ها. وامها و اعتبارات بايد برپايه محاسبات و عقل سليم استوار باشد و ....

 

مدوديف و رزمناو اتمي «پتر بزرگ» در آمريكاي لاتين

 

2005م:با مشاهده اين عكس كه بامداد 26 نوامبر 2005 در بغداد گرفته شده و جمعي نوجوان عراقي را در حال تماشاي حريق ناشي از يك انفجار انتحاري نشان مي دهد اين واقعيت در ذهن نقش مي بندد؛ نسلي كه به انفجارهاي روزانه، خونريزي و ناامني و مصائب خوي مي گيرد، در آينده چه خواهد شد؟.

راننده اتومبيلي كه منفجر شده است خود را به دو اتومبيل ضد گلوله رسانده و آنها را منفجر كرده بود كه سرنشينان آن دو اتومبيل چندخارجي مقيم عراق بودند. در اين انفجار چهار تن كشته شده بودند.

مي دانيم كه نوجوانان فلسطيني هم چنين آغازي را داشتند و با مشاهده اين قبيل انفجارها در منطقه خود، آينده را تاريك ديدند و نسبت به مرگ بي اعتنا و همرنگ جماعت شدند. نوجواناني كه در اين برهه در عراق رشد و نمو کرده اند و انفجار و مرگ چشم و گوشش را پر كرده است، نسلي خشن و خشمگين خواهند شد.

اوضاع عراق در سال 2006 خرابتر شده و مبارزه با اشغال نظامي تا حدي زياد مبدل به يک جنگ داخلي و عمدتا ميان شيعه و سني شده بود به گونه اي که در اکتبر 2006 هر روز بيش از يکصد عراقي قرباني آن شده بودند. از سال 2008 وضعيت به گونه اي ديگر تغيير کرده ولي خشونت پايان نيافته است و انفجارهاي انتحاري ادامه دارد.

 

 نسلي كه به انفجار خوي مي گيرد!

 

1815: منطقه «کراکو» خود را جمهوري آزاد لهستان اعلام کرد تا در جريان تقسيم تصرفات ناپلئون به روسيه داده نشود.

1868: سه سال پس از پايان جنگ داخلي، ارتش ايالات متحده (آمريكا) حملات خود به سرخپوستان قبيله «شيان» را كه پذيرفته بودند به اراضي محدود (رزرويشن ها) قانع شوند آغاز كرد!.

1912: کشور مراکش (مغرب) تحت الحمايه اسپانيا قرار گرفت.

1916: براي نخستين بار (در جريان جنگ اول جهاني) شهر لندن مورد حمله هوايي آلمان قرار گرفت.

1983: يك جمبو جت (بوئينگ 747 ) در نزديكي فرودگاه مادريد سرنگون شد و 183 سرنشين آن كشته شدند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com



تاريخ : | | نویسنده : vareseen |
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
لیپوماتیک
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
عوارض روغن خراطین
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تحلیل آماری
نمایندگی برندها در ایران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.