آخرش معلوم شد، توی سبد یارو چه بود؟


این مثل داستانی دارد. می گویند، جمعی در مجلسی دور هم نشسته بودند و با هم حرف می زدند. یکی شروع کرد به تعریف ماجرایی و گفت: روزی دو آدم ساده لوح به هم رسیدند.

اولی به دومی گفت: اگر بگویی در این سبد چیست، یک تخم مرغ و اگر گفتنی چندتاست، هر هشت تای آن را به تو می دهم.

دومی کمی فکر کرد و گفت: سؤال سختی است، کمی راهنمایی کن!

اولی گفت: چیزی سفید است که وسطش زرد است!

دومی با خوشحالی گفت: فهمیدم ترب است. وسط آن را هم خالی کرده ای و زردک در آن گذاشته ای! وقتی گوینده ماجرا را تمام کرد، همه ی حاضران در مجلس خندیدند وقتی همه ساکت شدند، یکی از میان جمع گفت: آخرش معلوم شد، توی سبد او چه بود؟!

این مثل را هنگامی استفاده می کنیم که کسی براثر کم هوشی یا بی دقتی، موضوعی را متوجه نشود یا اشتباه بفهمد.



تاريخ : | | نویسنده : vareseen |
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
لیپوماتیک
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
عوارض روغن خراطین
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تحلیل آماری
نمایندگی برندها در ایران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.